X
تبلیغات
رایتل
۲۳ - خواب هایی دیده اند برایم - خوابـــ هایی دیده اند برایــ م...
سه‌شنبه 5 دی‌ماه سال 1391

۲۳ - خواب هایی دیده اند برایم


وقتی که تنهایی من داشت با تو قدم میزد، دست هاش را باد برده بود ، وقتی که تنهایی م از تو برگشته بود و بی هدف پرسه میزد ، داشتم به زمستان فکر می کردم

مدت هاست دارم فکر میکنم باید به خواب زمستانی بروم ، باید برگ هام را یکی یکی بپیچم لای زرورق های نقره ی بچپانم زیر کلاه صورتی م ، باید ریشه هام را به خاک بفهمانم ،

باید بخوابم ، باید شکل تنهایی م را بخوابانم ، باید دست هام را ، خانه ام را